زمین خوردن بار سوم
وقت دارید بخوانید..... داستان خیلی قشنگ......
مردی صبح زود از خواب بیدار شد تا نمازش را در خانه خدا (مسجد) بخواند. لباس پوشید و راهی خانه خدا شد.
در راه به مسجد، مرد زمین خورد و لباسهایش کثیف شد. او بلند شد، خودش را پاک کرد و به خانه برگشت.
مرد لباسهایش را عوض کرد و دوباره راهی خانه خدا شد. در راه به مسجد و در همان نقطه مجدداً زمین خورد!
او دوباره بلند شد، خودش را پاک کرد و به خانه برگشت. یک بار دیگر لباسهایش را عوض کرد و راهی خانه خدا شد.
در راه به مسجد، با مردی که چراغ در دست داشت برخورد کرد و نامش را پرسید. مرد پاسخ داد: (( من دیدم شما
در راه به مسجد دو بار به زمین افتادید.))، از این رو چراغ آوردم تا بتوانم راهتان را روشن کنم. مرد اول از او بطور فراوان
تشکر می کند و هر دو راهشان را به طرف مسجد ادامه می دهند. همین که به مسجد رسیدند، مرد اول از مرد چراغ
بدست در خواست می کند تا به مسجد وارد شود و با او نماز بخواند. مرد دوم از رفتن به داخل مسجد خودداری می کند.
مرد اول درخواستش را دوبار دیگر تکرار می کند و مجدداً همان جواب را می شنود. مرد اول سوال می کند که چرا او
نمی خواهد وارد مسجد شود و نماز بخواند.
مرد دوم پاسخ داد: ((من شیطان هستم.)) مرد اول با شنیدن این جواب جا خورد. شیطان در ادامه توضیح می دهد:
((من شما را در راه به مسجد دیدم و این من بودم که باعث زمین خوردن شما شدم.)) وقتی شما به خانه رفتید، خودتان را
تمیز کردید و به راهمان به مسجد برگشتید، خدا همه گناهان شما را بخشید. من برای بار دوم باعث زمین خوردن شما شدم
و حتی آن هم شما را تشویق به ماندن در خانه نکرد، بلکه بیشتر به راه مسجد برگشتید. به خاطر آن، خدا همه گناهان افراد
خانواده ات را بخشید. من ترسیدم که اگر یک بار دیگر باعث زمین خوردن شما بشوم، آنگاه خدا گناهان افراد دهکده تان را
خواهد بخشید. بنا براین، من سالم رسیدن شما را به خانه خدا (مسجد) مطمئن ساختم.
نتیجه اخلاقی داستان:
کار خیری را که قصد دارید انجام دهید به تعویق نیاندازید. زیرا هرگز نمی دانید چقدر اجر و پاداش ممکن است ازمواجه با
سختی های در حین تلاش به انجام کار خیر دریافت کنید. پارسائی شما می تواند خانواده و قوم تان را بطور کلی نجات بخشد.
این کار را انجام دهید و پیروزی خدا را ببینید. اگر ارسال این پیام شما را به زحمت می اندازد یا وقتتان را زیاد می گیرد،
پس آن کار را نکنید. اما پاداش آن را که زیاد است نخواهید گرفت. آیا آسان نیست که فقط کلید "ارسال" را فشار دهید و
این پاداش را دریافت کنید؟
ستایش خدایی را است بلند مرتبه!
نظر یادتون نره
نظر یادتون نره
| > > > > آخونده داشته واسه ترکه حرف میزده، میگه: مثلاً اگه سگ بهت حمله کرد باید این آیه قرآن را بخونی. > > ترکه میگه: اما خوبه که آدم یک چوب هم با خودش داشته باشه، چون ممکنه همه سگها عربی بلد نباشند !!! > > > > > > > > > > > > > > > > > > > > > > > > بچه از باباش میپرسه: بابا، تو بهشت زنها از شوهراشون جدا زندگی میکنند یا باهم هستن؟ > > باباهه میگه: بچه جون، اگه زنها با شوهراشون یکجا باشن که آنجا دیگه بهشت نمیشه !!! > > > > > > > > ترکه میمیره. شب اول قبر ۶۲ تا فرشته میان سراغش. ۲تاشون سوال می کردن... ۶۰ تاشون حالیش می کردن !!!
|
و يك سوال، يك ليوان آب ميل داريد يا كولا؟
نظر یادتون نره
آری یکی را دوست میدارم آن را احساس کردم در قلبم…
او همان ستاره درخشان آسمان شبهای دلتنگی وتیره و تار من است…
او همان خورشید درخشان آسمان روز های زندگی من است…
یکی را دوست میدارم…آری او همان مهتاب روشن بخش شبهای من است…
قلبم او را دوست میدارد و من هم تسلیم احساس پاک قلبم میباشم…
یکی را دوست میدارمِِ همان فرشته ای که در نیمه شب عشق به خوابم آمد ومرا با
خود به دشت دوستی ها برد…او همان فرشته ای است که با بالین سفیدش
مرا به اوج آسمان آبی برد و مرا با دنیای دوستی و محبت آشنا کرد…
یکی را دوست میدارم همان کسی که هر شب قصه لیلی و مجنون در گوشم
زمزمه میکردومرا به خواب عاشقی میبرد…
یکی را دوست میدارم همان کسی که مرا آرام کرد و معنی دوستی را به من
آموخت…اینک که من با او هستم معنی واقعی دوست داشتن را فهمیدم…
او مثل ابر بهار زودگذر نیست او برایم مانند یک آسمان است که همیشه بالای سرم
می باشد…آسمانی که وقتی ابری میشود چشمهای من هم از دلگیری او بارانی میشود…
آری تو برایم مانند همان آسمانی… یکی را دوست میدارم
او دیگر یکی نیست او برایم یک دنیا عشق است…پس بمان ای کسی که تو را دوست میدارم
بمان و تسلیم احساسات پاک من باش…می خواهم با تو تا آخرین نفس بمانم…
می مانم تا زمانی که خون عشق در رگهای من جاری است…
ای خورشید آسمان روزهای من ای مهتاب روشنی بخش شبهای من
ای ستاره درخشان آسمان تیره و تار من ای آسمان و در پایان ای همدم زندگی من
با من باش چون که تو را دوست می دارم آری تو را دوست می دارم…فقط تورا...!

افزايش سرعت اينترنت در ويندوز XP Pro در ويندوز XP درحالت پيش فرض
Packet Scheduler سيستم را به 20 درصد از پهناي باند يك اتصال به اينترنت محدود مي
كند. يعني اگر شما اين تنظيمات را تغيير ندهيد قادريد از 20 درصد پهناي باند اتصال تان به
اينترنت بهره ببريد. براي اين كه بتوانيد از 100 درصد پهناي باندتان استفاده كنيد مراحل
زير را انجام دهيد:
1.Run را از منوي Start اجرا كنيد.
2.در Run عبارت gpedit.msc را تايپ كرده و OK را كليك كنيد.
3.منتظر بمانيد تا Group Policy اجرا شود.
4.در بخش Local Comuter Policy و در زير Computer Configuration گزينه
Administrative Templates را گسترش دهيد. (اين كار با كليك بر روي علامت+ كار آن انجام دهيد)
5.در ليست باز شده گزينه Network را نيز گسترش دهيد.
6.حال در اين ليست Qos Packet Scheduler را انتخاب كنيد.
7.به گزينه هايي كه در سمت راست ظاهر مي شوند دقت كنيد.
8.بر روي Limit reseivable bandwidth كليك راست كرده و Properties را كليك كنيد.
9.پس از اينكه پنجره ي Limit reservable bandwidth Properties باز شد در برگه
Setting و در زير Limit reservable bandwidth گزينه Enabled را انتخاب كنيد.
10.مشاهده مي كنيد كه با انتخاب آن در روبروي Bandwidth Limit مقدار پيش فرض آن
يعني 20 درصد به نمايش در مي آيد.
11.به جاي عدد 20 مقدار 0 را تايپ كرده و OK را كليك كنيد.
12.حال به Connection ي كه به وسيله ي آن به اينترنت وصل مي شويد رفته و بر روي
دكمه ي Properties كليك كنيد.
13.به برگه Networking برويد و دقت كنيد كه Packet Scheduler فعال باشد (تيك كنار
آن مشاهده شود).
14.اين پنجره را OK كنيد. 15.كامپيوتر خود را Restart كنيد.
پس زمینه My Computer Toolbar
ترفندي كه با انجام دادنش مي تونيد پشت منوهاي بالاي فولدرها عكس بذاريد.
براي قرار دادن عكس پشت منوي بالاي فولدرها ابتدا روي منوي Start كليك كنيد و Run رو انتخاب كنيد .در پنجره ي Run تايپ كنيد Regedit و اينتر را بزنيد .بعد از اين كار پنجره ي Regedit باز مي شود . از قسمت سمت چپ پنجره به آدرس زير برويد :
HKEY_Current_User >Software >Microsoft >Internet Explorer >Toolbar
حال در قسمت سمت راست بايد يك داده ايجاد كنيد . براي اين كار در قسمت سمت راست
پنجره راست كليك كرده و از New گزينه ي StringValue رو انتخاب كنيد .
مي بينيد كه يك داده ايجاد كرده ايد ، بايد نام آنرا به BackBitmapShell تغير دهيد .
حال داده را باز كرده و آدرس عكسي را كه مي خواهيد براي پس زمينه قرار دهيد در آن
وارد كنيد . توجه داشته باشيد كه فرمت عكس حتما بايد BMP یا GIF باشد .( مثلا: E:gtoolbar.bmp ) .
باز هم اين نكته را تاكيد ميكنم كه فرمت عكس حتما بايد bmpیا gif باشد.
حذف کردن برنامه هایی که پاک نمیشوند !
به دلایلی که برای ما معلوم نیست بسیاری از برنامه ها به طور کامل پاک (uninstall )
نمیشوند در نتیجه بسیاری از کاربران سعی می کنند با حذف پوشه یا شاخه آن برنامه مقدمات
پاک شدن آن را انجام دهند اما نام چنین برنامه هایی برای همیشه در فهرست
Add\Remove Program باقی خواهند ماند برای آنکه فهرست این برنامه ها را از بین
ببریم باید از رجیستری استفاده کنیم :
ابتدا به کلید زیر بروید :
HKEY_LOCAL_MACHINE\Microsoft\Windows\Curent Version\uninstall
و سپس کلید متناظر با این کلید را باز کنید و حالا برنامه هایی را که نمی توانستید پاک کنید
را از این جا حذف کنید تا برای همیشه از بین بروند
افزودن متن به ساعت سیستم :
به کلید زیر بروید :
HKEY_CURRENT_USER\Control Panel \ International
حال یک متغیر از نوع String ایجاد کرده و نام آنرا S1159 ( در صورتی که از قبل ایجاد
نشده باشد ) قرار دهید و متن دلخواه خود را در آن وارد نمایید .
حال متغیر دیگری از نوع STRING بسازید و نام آنرا S2359 قرار دهید و متن دلخواه
دیگری در آن قرار دهید . توجه داشته باشید که در ویندوزهای عربی یا فارسی میتوان متن
را به فارسی نوشت
تغییر سرعت ظاهر شدن منوها در ویندوز :
مثل همیشه ابتدا وارد رجیستری شوید و کلید زیر را بیابید :
HKEY_CURRENT_USER\Control Panel\Desktop
متغیری از نوع String ایجاد کرده و نام آنرا MenuShowDelay وارد کنید .
حال مقدار آنرا عددی بین صفر ( برای نمایش بدون تاخیر)تا (1000 برای نمایش با وقفه ی
یک ثانیه ای ) وارد کنید .
غیب کردن پوشه با روشی جدید و مطمئن
شاید شما هم برای غیب کردن پوشه هاتون از طریق Hidden استفاده می کنید . ولی در
این صورت هر کی می تونه با رفتن به آدرس زیر فایل ها و پوشه های غیب شده ی شما رو ببینه:
Tools > Folder Option > view > show hidden files and folders
برای اینکه فولدری رو غیب کنید که فقط خودتون از غیب بودنش خبر داشته باشید باید به
روش زیر عمل کنید . اول پوشه ی مورد نظر خود رو به حالت Rename در بیارید .
سپس دکمه ی Alt رو پایین نگه داشته و عدد 0160 را تایپ کنید و اینتر بزنید. خوب الان
پوشه ی شما بی نام شد. برای اینکه آیکونش رو هم غیب کنید ، روی پوشه راست کلیک
کنید و Properties رو کلیک کنید . سپس از پنجره ی باز شده روی تب Customize
کلیک کنید و بعد روی دکمه ی Change icon کلیک کنید. در میان آیکون ها یک فضای
خالی هست در صورتی که این فضای خالی خودش یه آیکونه . اونو انتخاب می کنید و پنجره
ها رو OK می زنید. حال پوشه ی شما غیب شده و دیگه کسی نمی تونه پوشه ی شما رو
باز کنه مگر اینکه شانسکی روی اونجا که پوشه ی غیب شده هست و چیزی معلوم نیست دو
بار کلیک کنه که طبق قضایای ریاضی احتمال اون یک میلیاردم هست .حالشو ببر آخرش
بیوگرافی دی کاپريو

مکان تولد: هاليوود کاليفرنياي امريکا
لئوناردو دی کاپریو ،پدیده چند سال اخیر هالیوود که به سرعت پله های شهرت و محبوبیت را راطی کرد ، در یازدهم نوامبر 1972 به دنیا آمد . او بازیگری را در سال 1991 و با حضور در فیلم در موجودات 3 شروع کرد و بعد از فیلم پویزن آیوی در سال 1993 ادامه داد و بعد از این دو نقش کوتاه بود که بخت به او روی کرد و هنگامی که برای بازی فیلم زندگی این پسر تست داد و توجه رابرت دنیرو جلب کرد و برای بازی در این فیلم انتخاب شد .
به این ترتیب لئوناردو نه تنها نخستین نقش قابل توجهش را در فیلم مطرح بدست آورد بلکه این فرصت را هم پیدا کرد تا در برابر بازیگر محبوبش ، رابرت دنیرو قرارگرفته و از او بسیار بیاموزد . او بلافاصله بعد از این فیلم برای ایفای نقش برادر عقب افتاده جانی دپ در فیلم چه چیز گیلبرت را می خورد ؟
انتخاب شد لئو برای ایفای این نقش چهار روز خودش را دریک بیمارستان روانی زندانی کرد و تلاش زیادی برای اجرای بهتر آن انجام داد که حاصل بازی درخشانش نامزدی جایزه اسکار و گلدن کلاب بهتربن بازیگر نقش مکمل بود. بسیاری این فیل را درخشانترین کار او در بین 13فیلمی که تا به حال بازی کرده می دانند .او پس این علیرغم اعتباری که نامزدی جایزه اسکار برایش به ارمغان آورده بود چند سالی در دوران افول را می گذراند و درچند فیلم بی ارزش و کم فروش ظاهر شد که در این تنها استثنا فیلم چابک دست مرده ساخته سم ریمی (1996) است . او در این فیلم نقش هفت تیر کش جوانی را در برابر شارون استون بازی می کند و در اواخر فیلم توسط پدرش که کلانتر است (جین هکمن) کشته می شود . شارون استون او را برای بازی در این فیلم پیشنهاد کرد و اولین رویکرد او به سینمای تجاری هالیوود است که به فروشش هم کمتر از حد انتظار بود. در سال 1996 بار دیگر رابرت دنیرو به سراغ دیکاپریو می آید . اوکه تنها تهیه کننده فیلم اتاق ماروین است در آن بازی هم می کند ، نقش یک جوان شرور و غیر قابل کنترل را به او پیشنهاد می کند این فیلم یکی ار کارهای قابل توجه لئو است که در برابر بزرگانی چون مریل استری ،دایان کیتون و دنیرو بازی درخشانی ارائه داد.
سرانجام در سال 1997 لئو دو بازی در دو فیلم رومئو و ژولیت شکسپیر و تایتانیک تبدیل به محبوبترین و گرانترین بازیگر جهان می شود . رومئو و ژولیت اثر غیر متعارف و برداشتی پست مدرنیستی ازداستان معروف شکسپیر است که در یمن کارگردانی خوب، ساختار کلپ وار و مدرن و بازی خوب لئوو کلر دنیز به موفقیت زیادی رسید. هنوز موج موفقیت این فیلم فروش نکرده بود که تایتانیک جیمز کامرون عالم سینما را زیر و رو کرد. لئو در کنار کیت وینسلت تصویر حماسه عظیم کامرون شد تا با استفاده از موفقیت فراوان هنری و تجاری فیلم به اوج برسد . دیگر تمام جهان لئو را می شناختند و تنها نام او کافی بود که میلیونها نفر را به سالن های سینما بکشد . پس از تایتانیک لئو کم کار شد و اواخر سال 1997 فیلم مردی با نقاب آهنین اکران شد که فیلمی متوسط بود . دیکاپریو هم علی رغم بازی در دو نقش تقربیبا متضاد بازی متوسط داشت.
یکی از آخرین فیلم های دیکاپریو شهرت ساخته وودی آلن است. او در این فیلم نقش کوتاه یک بازیگر جوان و محبوب هالیوودی را دارد که به نوعی هجو خود اوست . به هر حال حتی با وجود شکست نسبی دو فیلم آخرش او هنوز در اوج است و تبدیل به اولین بازیگری شده است که دستمزدی بالای 20 میلیون دلار به او پیشنهاد شده است، آن هم با این سن و سال کم
آسمام همچو صفحه ی دل من روشن از جلوه های مهتاب است امشب از خواب خوش گریزانم که خیال تو خوشتر از خوابست خیره بر سایه های وحشی بید می خزم در سکوت بستر خویش باز دنبال نغمه ای دلخواه می نهم سر بر روی دفتر خویش تن صدها ترانه می رقصد در بلور ظریف آوایم لذتی ناشناس و رویا رنگ می دود همچو خون به رگهایم آه...گویی ز دخمه ی دل من روح شبگرد مه گذر کرده یا نسیمی در این ره متروک دامن از عطر یاس تر کرده بر لبم شعله های بوسه ی تو می شکوفد چو لاله گرم نیاز در خیالم ستاره ای پر نور می درخشد میان هاله ی راز ناشناسی درون سینه ی من پنجه بر چنگ و رود می ساید همره نغمه های موزونش گوئیا بوی عود می آید آه....باور نمی کنم که مرا با تو پیوستنی چنین باشد نگه آن دو چشم شور افکن سوی من گرم و دلنشین باشد بیگمان زان جهان رویایی زهره بر من فکنده دیده ی عشق می نویسم بروی دفتر خویش جاودانه باشی ای سپیده ی عشق ما تکیه داده نرم به بازوی یکدگر در روحمان طراوت مهتاب عشق بود سر هایمان چو شاخه ی سنگین زبار و برگ خامش بر آستانه ی محراب عشق بود من همچو موج ابر سپیدی کنار تو بر گیسویم نشسته گل مریم سپید هر لحظه می چکد ز مژگان نازکم بر برگ دستهای تو آن شبنم سپید گویی فرشتگان خدا در کنار ما با دستهای کوچکشان چنگ می زدند در عطر عود و ناله ی اسپند و ابر دود محراب را ز پاکی خود رنگ می زدند پیشانی بلند تو در نور شمع ها آرام و رام بود چو دریای روشنی با ساقهای نقره نشانش نشسته بود د رزیر پلکهای تو رویای روشنی من تشنه ی صدای تو بودم که می سرود در گوشم آن کلام خوش دلنواز را چون کودکان که رفته ز خود گوش می کنند افسانه های کهنه ی لبریز راز را آنگه در آسمان نگاهت گشوده گشت بال بلور قوس قزح های رنگ رنگ در سینه قلب روشن محراب می تپید من شعله ور در اتش آن لحظه ی درنگ گفتم خموش ((آری)) و همچون نسیم صبح لرزان و بیقرار وزیدم بسوی تو اماتو هیچ بودی و دیدم هنوز هم در سینه هیچ نیست بجز آرزوی تو


محمد و علی اوسیوند و غلام شیشلول بند یا M-MAN



دونه دونه
قشنگه
انگار نه انگار
دادوبیداد
بازی
نمیتونی
بامن به از این باش
یه روزی
دستامو بگیر
[ ۲۴] [128 ]

بين دو راهي موندم تو کوچه هاي غربت
انگار که نا نداره پاهام براي حرکت
مي نويسم رو ديوار از درد اين غريبي
از اون روزاي رفته روزاي ناشکيبي
از بوي خوب گلها تو باغچه محبت
از زخم کهنه دل تو روزگار غربت
از سرزمين غمها نامه برات نوشتم تاکه تو هم بدوني چي شده سرنوشتم
منتظر لحظه اي هستم که دستانت را بگيرم در چشمانت خيره شوم دوستت دارم را بر لبانم جاري کنم منتظر لحظه اي هستم که در کنارت بنشينم سر رو شونه هايت بگذارم....از عشق تو..... از داشتن تو...اشک شوق ريزم منتظر لحظه ي مقدس که تو را در اغوش بگيرم بوسه اي از سر عشق به تو تقديم کنم وبا تمام وجود قلبم و عشقم را به تو هديه کنم اري من تورا دوست دارم وعاشقانه تو را مي ستايم


